تابلو روزها

یادم نیست این تابلو رو کجا دیدم : تابلویی بنام (( روزها )) از یه نقاش معروف .

 صفحه بزرگ تابلو تو رو یاد یه تقویم دیواری مینداخت روزهای هفته رو ریز میدیدی که همش تکرار شدن . با این تفاوت که روزهای این تقویم با خطهای نا منظم به اندازه های کوچیک و بزرگ و با رنگهای متفاوت و مختلفی نشون داده شده بودند . مثلا شنبه ابی روشن قشنگی بود ، یکشنبه سرخابی شاد و کوچولو ، سه شنبه یه رنگ کدر و نفرت انگیز داشت که خیلی هم کشدار و پهن بود . یه جاهایی تو تابلو دوره های طولانی و در واقع قطعه های بزرگی رو میدیدی که مثلا فقط یه تیکه های خیلی ریزی مثلا سبز فسفری بودن ولی در محاصرهء تیرگی های قبل و بعدشون خیلی ناچیز بودن . در مقابل قسمتهایی رو میدیدی که همش با رنگهای شاد و متنوع یاداور روزهای شاد و زیبای دوران خودشون بودن . طوری که لکه های ریز سیاه و خاکستری اصلا به چشم نمیومد و حتی زیباترش کرده بود .

ایدهء جالبی بود برام : نشون دادن یه عمر رو یه تابلو . با روزهای قشنگ و کوتاه ، و روزهای مکدر و کشدار . یا برعکس .

یه سئوال : آیا میتونیم این تابلو رو به طرز دلنشینی خوشرنگ و زیبا ترسیم کنیم ؟در توان ما هست که رنگ روزهامون رو  خودمون انتخاب کنیم ؟

و اینکه میتونیم اگه نه یه روز : اقلا یه لحظه از یه تابلو : تابلو یکی دیگه رو ما ترسیم کنیم ؟ اگه میتونیم چه خوبه اگه زیبا و خوشرنگ براش بکشیم : به بهترین رنگی که تو پالت مون داریم؟ چرا که نه؟

...........................................

روزهایی رو گذروندم که خیلی زیبا بودن . خییییلی . حالا دارم فکر میکنم بعضی جاها تو تابلوم چه قشنگه : چقدر به تابلوم زیبایی داده . اما حیف که تو هیچ خونه ای از این تابلو این رنگهای بدیع تکرار نمیشن . زیبایی خیره کننده میتونه باعث بشه همه رنگهای دیگه به زشتی بزنن تو چشم . 

روزهای خوب هیچوقت تکرار نمیشن . براتون آرزوی هر خونه ای خوشرنگ تر از خونهء قبلی رو دارم .

تا حسرت گذشته رو نخورید .

دوستی میگفت : از داشتن به نداشتن رسیدن سخته . باهاش موافقم . از روزهای خوشرنگ به تیرگی روزهای خاکستری تکرار و روزمرگی رسیدن سخت تره . و از اون سخت تر نا امیدی . اینکه امیدی نباشه که بازهم اون لحظه ها تکرار بشن .

                                                           .    

                                                          ...

                                               ...........................

 پ.ن:  از خدا ممنونم برای رنگ قشنگ اینروزای زندگیم .

خدایا شکرت . کم کم وقتش بود دیگه .... مرسی که یه کاری برام کردی .

بقول سعید مدرس :

چیزی بلد نیستم بگم... تا تورو  دلداری بدم

                     خدا بموقع میرسه         فقط به این معتقدم  

/ 12 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا فومنی

سلام..اول ممنونم که سعی دارید خوانند رو قانع کنید..اونهم با روش درست.. دقیقا درسته خدا به موقع میرسه.. همیشه خدا مثل همین فرعی شلوغ زودتراز همیشه کسی نیم رخ اش را و مرا به روی دیوار که نگو این بار بنای مهربانتری دارد این حادثه از قاب عکسی بیرون نیامده..[گل]

دختر قدیم

چه‌قدر قشنگ بود... طبق معمول اشکی شدم . وقتی مطلبت رو خوندم سریع این بخ ذهنم اومد : آدم‌هایی که همه‌ی روزهاشون رنگ‌های قبال تحمل و معمولی داره هیچ‌وقت حسر روزهایی با رنگ‌های قشنگ رو نمیخورن ولی مطمئنا یک روز‌های سیاهی تو تقویمشون پیدا میشه که قدر این روزهای معمولیون رو بدونن و به نظرشون خوشبخت ترین آدم‌های روی زمین باشن... از این آدم ها دور و برمون زیادن. نباید به جرم عادت و تکرار محکومشون کرد . اونها قدرشناس چیزهایی که دارن هستن و اصلا نمیدونن حسرت نداشته‌ها یعنی چی. چون حتی یک بار هم اون رنگ های عجیب و فوق‌العاده زیبا رو درک نکردن.... اپت خیلی قشنگ بود . برات ارزوی موفقیت میکنم.

نانسی

ای اقااااااااااااا انگار به کامنتم توجه نکردی درباره اپ دیتت نوشته بودم نظرمو خوندم که نظرمو دادم دیگه گل پسر درباره رنگ روزهای هفته مون [عینک] نوشتم کامنت بخون یه بار دیگه شیطونک[چشمک]

کورش تمدن

سلام من به این شدیدا معتقدم که خدا در اوج ناامیدی و وقتی فکر میکنی راهی برای درست شدن نیست میرسه زیبا نوشتید خوشحالم که رنگ این روزهاتون قشنگه امیدوارم قشنگ تر هم بشه

نانسی

اهان خوندم اون رو هم همه اپ دیتات رو خوندم چون خیلی وقت بود نیامده بودم واقعا جالب نوشتی درباره اش خیلی فکر کردم نمی دونم شاید برای تغییر نیاز به یه انگیزه قوی دارم .یه تلفنگر ...یه .... اما .....اوهنوز اتفاق نیفتاده !! برا همین به یکنواختی عادت کردم ام !!

بهنام

سلام... ایشالله همیشه تابلوی زندگیت همینجوری خوش رنگ باشه داداشم... ولی خدا کنه تو تابلویی که ما واسه دیگران رسم میکنیم هیچ نقطه ی تاریکی دیده نشه اینو از ته دلم میگم چون پاک کردن اون تاریکی خیلی سخته... چقدر جالبه که زندگی رو به یه بوم نقاشی تشبیه کنیم و کارای روزمره مون مثل نقاشی باشه روش...

فاطمه(شمیم یار)

سلاممممم خیلی خوب بود میدونی یه جورایی دلی بود و صمیمی.. مخصوصا..اینکه خدا به موقع میرسه...خدا خیلی خوبه اگه بفهمیمش و خیلی لطیف و دوست داشتنیه و...

نانسی

سلام کجایی پاشو بیا اپ دیتم بخون یه کم بخندیم بدو گل پسر

فرزانه

خيلي قشنگه كه رنگ زيبايي به تابلوي زندگي ديگران بزنيم. اما خالي از لطف هم نيست كه اگه كسي رنگ بدي به تابلومون زده رو ببخشيمش. كار سختيه ولي محال نيست. اميدوارم كه بعد از اين رنگهاي تيره تو تابلوتون كم و كمتر شه. [گل]